دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عاشق نمی شوید اگر خون نمی خورید / خون را بهای عشق، کمانها نوشته اند / فریاد بود و تیشه و خون بود و بیستون / فرهاد را تمام غزلها نوشته اند ... !/ [محمدرضا زند / "باران"]

1392/04/20 - 13:09 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

در دستهای کاغذی ام زاده می شوند
آنها که داغ ، سهم دل ما نوشته اند

من ساده لوح بودم از آغاز و معتقد:
«تقدیر را در عالم معنا نوشته اند»


آنان که دستشان توی یک کاسه با غم است
تاکید می کنم که همان ها نوشته اند

تاکید می کنم که به اندیشه خو کنیم
تقدیر زشت را هیجانها نوشته اند

از من نپرس راه کدامست ، گمرهم
در جاده ای که مقصد آن را نوشته اند:

« آدم شدن! »، که تابلوی بیراهه بود و بس
تکیه مکن به شرح که انشا نوشته اند


آری بگو که در هوس خویش کشته شد
بر سینه ام شهید تمنا نوشته اند

13 سال و 2 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 10 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)