دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسری که خیلی دوست دختر داشت بالاخره عاشق شد و ازدواج کرد بعد خدا بهش یه دختر داد یه روزی خدا بهش گفت که یادته چجوری اشک دخترها رو در میاوردیحالا خودت دختر دارینظرت چیهتحمل اشکش و داریگفت:فقط میتونم بگم پشیمونم وامیدوارم همه اونها که دلشون رو شکستم منو ببخشنهیچ پدری طاقت دیدن اشکهای دخترشو نداره پدرهای اینده!به دختردارشدنتون خوب فکر کنیدزمین گردها

1392/04/22 - 00:30
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)