دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این اتفاق برای شما و همه اوناییکه دوس دارن امیر به شیرین برسه اتفاق شیرینیه ولی برای شیرین، شیرین نیست

1392/04/22 - 02:51 در دیالوگ‌های ماندگار
7 ديدگاه
dina.behdad.)zAhRaⓐⓛⓞⓝⓔ)

چقدر من اینجاش گریه کردم ..
هی
دختره ی بیشور

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبل
mahdi

من البته روم نشد گریه کنم ولی انگار ی سطل آب داغ ریختن رو سرم

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 49 دقيقه قبل
dina.behdad.)zAhRaⓐⓛⓞⓝⓔ)

وای
اونجاش که لیندا کیانی میره پیش امیر
میگه: حالا که شدی روفوزه دلم برات میسوزه ..

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 47 دقيقه قبل
mahdi

آدامسی و آدامسی نمره ی بیست میخواسی؟

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 43 دقيقه قبل
dina.behdad.)zAhRaⓐⓛⓞⓝⓔ)

نه دگ چون به خودمم قول دادم گریه نمیکنم ولی اون موقع ها چرا زیاد ..
یعنی بعضی جا ها پا به پای امیر گریه میکردم ..
اونجاش که داشت عکس شهاب رو میکشید ...
وای

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 41 دقيقه قبل
mahdi

اون قسمتش خیلی تلخ بود.ینی حتی تو قسمت آخرم که همه چی خوب و خوش شد من هنوز دمق بودم

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 33 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)