دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

parnian
parnian
parnian23

من از تو مي مردم...

1392/04/22 - 09:22
1 ديدگاه
parnian

من از تو مي مردم

اما تو زندگاني من بودي

تو با من مي رفتي

تو در من مي خواندي

وقتي که من خيابانها را

بي هيچ مقصدي مي پيمودم

تو با من مي رفتي

تو در من مي خواندي

تو از ميان نارونها گنجشکهاي عاشق را

به صبح پنجره دعوت مي کردي

وقتي که شب مکرر مي شد

وقتي که شب تمام نمي شد

تو از ميان نارونها گنجشکهاي عاشق را

به صبح دعوت مي کردي

تو با چراغهايت مي امدي

وقتي که بچه ها مي رفتند

و خوشه هاي اقاقي مي خوابيدند

و من در اينه تنها مي ماندم

تو با چراغهايت مي امدي...

تو دستهايت را مي بخشيدي

تو چشمهايت را مي بخشيدي

تو مهربانيت را مي بخشيدي

تو زندگانيت را مي بخشيدي

وقتي که من گرسنه بودم

تو مثل نور سخي بودي

تو لاله ها را مي چيدي

و گيسوانم را مي پوشاندي

وقتي که گيسوان من از عرياني مي لرزيدند

تو گوش مي دادي

اما مرا نمي ديدي........

13 سال و 2 ماه و 8 روز و 9 ساعت و 25 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)