دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ممد
ممد
CROCODIL777

شیخ در راه بودی که کلاغی بدید که پنیری بر منقار داشتی و بر شاخه درختی بودی پس به زیر درخت شدی و وی را بگفتی بگذار اندکی منطقی مباحثه نماییم من تعریفی از پر و بال و نغمه تو نخواهم کرد تا که سرانجام برایم آواز سر دهی و پنیر از دهانت بیافتد و من آنرا به کام گیرم راست و حسینی از تو میخواهم به علت اینکه سیستم گوارشی کلاغ با خوردن پنیر سازگار نباشد خودت آنرا به من دهی تا دعایی در حقت نمایم که راهگشای آینده ات باشد... کلاغ پنیر را بر روی درخت گذاشته و آنگاه بگفتی: یا شیخ خوردن گوه زیاد نیز با سیستم گوارشی انسان سازگار نباشد برو و این دام بر مرغی دگر نِه،من آن زمان که پدر دیوثت دوم دبستان بودی این کلک را تجربه نمودمی... انگاه به آسمان شدی و چون شیخ از خشم نعره زدن آغاز نمودی کلاغ مقعد بگشودی و فضله ای جانانه بر دهان شیخ بیانداختی تا دیگر همه را خر نپنداردی... "عن در احوالات شیخ ص 102باب انکه بر ما فضله نیانداخته بود کلاغ باسن از هم گسیخته بود."

1392/04/23 - 17:16
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)