هـــی فُلانی ! دیگر هوای برگرداندنت را ندارم ! هر جــا که دلت میخواهد برو فقـــط ! فقــــط ! آرزو می کنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد ، آنقــــــدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری ! و امـــا من ! و امـــا من ، بر نمیگردم که هیــــــچ ! عطر تنم را نیز از کوچه های پشت سرم جمع میکنم ! که نتوانــی لم دهی روی مبلهای راحـــتی و با خاطراتم قدم بزنی ! آری دیگـــر بر نمیگردم فُلانی ! زیرا من با یک چتـــر ، و با یک عشق برای خود دنیا دگر ساختم ! آری فلانی ! قصه من و تو تمام شد ! پس برای همیــــشه آری بـــــــــــــــــــــــرای همیشه خداحافظ ! خداحافــــــــــــــظ