دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Saman..!
Saman..!
saman-entezar

دیروز رفتم بازار و ناصر خسرو و اونورا. . . تا واردِ ناصر خسرو شدم 50 تا آدم که چه عرض کنم ریختن رو ماشینِ بیچاره من . . . که چی؟ . . . فکر کردن دارو میخوام به زور ثابت کردم که من نه مریضم نه کسیم مریضِ خداشُکر . . . خیلی وقت بود نرفته بودم . . . کوچه پس کوچه های جالبی داشت که تو خیلی فیلما هم دیدیم . . . خیلی شجاع بودم که میرفتم تو کوچه هاش ولی مردمانِ خوش صحبتُ قاچاقچیُ خوبی اونجا بودن که راحت میگفت دوستم رفته یه قاچاق تحویل بگیره الان میاد وایسا . . .

1392/04/28 - 18:28 در روزنوشت
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)