دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز داشتم میومدم خونه تو راه بودم وسط این بیابونه ؛ بعد قرآن یه صدایی اومد فک کردم اذان گفتن ، در نوشابه !! رو باز کردم رفتم بالا { اول از همه بگم که هیچ وقت با نوشابه افطار نکنید } ینی همه ی گلو و مری و نای ُ شش ُ اینا مثِ قرص جوشان داشتن آب میشدن ؛ این هیچی یه آقایی داش با نون رد میشد گفتم آقا اذان گفتن ؟؟ گف نه گفتم من خوردم که گف ... سرت ُ هار هار خندید ُ رد شد { دقیق نمیدونم یا گف خاک تو سرت یا فدای سرت } در هر صورت سوتی دادم

1392/04/31 - 00:30 در سوتی
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)