دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف میکنم وقتی هرستان بودم موقعه زنگ تفریح داخل کارگاه با بچه ها جمع میشدیم و تصور میکردم خانم معلم در یک مجلس عروسی چه جوری هستند و غش میکردیم از خنده.

1392/04/31 - 14:19 در اعترافگاه
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)