دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز برام خیلی جالب بود،اقا رضا با این که پیر بود بازم دلش یه همزبون میخواست.خنده هاشون اشکم ُ دراورد. و که بچه های بی معرفت چطوری میتونن پدر و مادرشون رو بذارن خانه ی سالمندان،کسایی که از همه چیزشون میزنن برای اونا.امیدوارم هیچوقت ما از اون بچه ها نشیم ... یا از که تنها میمونن .....

1392/05/02 - 20:51 در تايپ نويـس
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)