دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف میکنم برا اولین بار که رفتیم مشهد...من و داداشم اینقدر شیطونی کردیم که مامانم مارا تو هتل نگه داشت و درو قفل کرد...تا اینکه یکی از همسایه ها اومد در زد...مامانم مجبور شد در رو باز کنه...منم دوییدم بیرون داداشمم دنبالم...رفتیم تو حیاط بدو بدو و بپر بپر...مامانمم نتونست کنترل کنه...تا اینکه من هی رفتم رو نیمکت سنگی پریدم پایین...داداشمم ماشالا تقلیدش 20 تکرار میکرد...تا اینکه پاش لیز خورد سرش محکم خورد به لبه نیمکت و پیشونیش شکافت...دیگه بدبختیاش و نمیگم تا این حد که نزدیک 70تا بخیه خورد...هنوزم که هنوزه بعد 16 سال جاش مونده....

1392/05/02 - 23:17 در اعترافگاه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)