دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه پشه اومده بود تو اطاقم اومدم بزنم تو سرش تا صدا سگ بده تا منو دید بغض کردو اشک تو چشماش جم شد بهم با صدای بغض کرده گفت: این رسم مهمون نوازی نیست من 6 ماه نبودم فکر کردم برام میخوای گاوی گوسفندی قربونی کنی ولی توی بی معرفت حتی 1 پارچه هم نصب نکردی دستاشو باز کردو منو بغل کرد گفت دلتنگت بودم رفیق بهش گفتم بیا دم گوش آواز بخون (ویز ویزن وازو وازز) پاپ خوند عجب صدای فکر کردم وسط آکادمی گوگوشم الانم چای و شیرینی و آجیلشو زده تو رگ و تخت خوابیده بیچاره حق داش خسته راه بود با اتوبوس بنز اومده بود (میگه هواپیما بهش اعتمادی نیست) فردا قراره خاطرات 6ماهو به مدت 6ماه برام تعریف کنه. جاتون خالی...

1392/05/07 - 16:46 در لطفا لبخند بزنید
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)