دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

...

1392/05/10 - 14:58 در میکده
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

و آن هنگام که گفتم شاید وقتی نباشد

شاید فردا دیگر نیاید

که می داند؟

قهقهه اش تمام وجودم را لرزاند

لرزش لبانش مرا افسرد

اکنون نمی توانم بودن را بشمرم

نمیدانم چرا اینگونه دوباره پژمردم

ادعا کرده بودم خود را بازیافتم

ولی نه دروغ بود

دروغ نگفتم به خدا

دروغ شد چرا شد نمیدانم

خدایا کاش ((( او ))) نبود

همان عزیزم را می گویم

کاش ((( او ))) نبود تا سر کشی ام را می دیدی

خدایا منتظر حرکت بعدی ات می مانم

مرا دریاب مرا دریاب مرا دریاب

دلم تنگ است از این نامردمیها..

من ان روزهای کودکی ام را می خواهم

لباس قشنگ نارنجی رنگم را می خواهم

من آن مادر آبی پوشم را می خواهم

زیاد است... چقدر؟... بگو ... بگو تا چقدر ؟ ... چقدر می شود خواست از تو؟

میدانم ... میدانم... خیلی زیاااااااااااااااااااااا

13 سال و 1 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)