دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نیم وجبی ...پنج سالش بیشتر نبود ...تمام فامیلشونو برد زیر سئوال ...افطاری اومده بود افطار بگیره بره .....شب 19 ام بود...نشوندمش کنار خودم تا مامانش بره افطاریشو بگیره...یه ریز حرف میزد ..گفت مامانم دوش دختل داله ..بابامم دوش دختل داله ...دایی حشنمم دوش دختل داله...دایی جهانمم دوش دختل داله ..همینجور ردیف کرد...همینجور داشت میگفت کلی خجالت کشیدم اونجا ,هر چی میخواستم چیز دیگه ای ازش بپرسم...مگه میذاشت یه ریز همین کلمه رو میگفت...مامانش اومد دید من ساکتم و اون داره هینجور میگه.. خندید گفت ...اثرات سریالای ماهواریه .ببخشید شما....گفتم نه مشکلی نیست که..بچس ...اینو همینجوری گفتما...

1392/05/12 - 15:12 در شب نامه
1 ديدگاه
فردایی دیگر

تمام مدت داشتم به این فک میکردم چجوری میخوان زود نشونده شده همچین چیزی رو توی ذهن بچه پاک کنن..

13 سال و 1 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 59 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)