دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بعد سحری رفتم دستشویی تو دستشویی بودم که اذان و دادن بعد داداشم اومده پشت در میگه:دااااداااااشی اذان گفتن چیزی نخوری آآآ . . . . . من : بابا : !!!!!!!! مامان : ؟؟؟؟؟؟ داداش(همچنان منتظر جواب) : باشه!؟؟؟

1392/05/12 - 19:27
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)