دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تقديم به رها: از پس يك حادثه ، آن مدعي خنديد و رفت ///// عشق را از دل زار ، بي تمنا دزديد و رفت /// پاي او بود دائم بر گلوي قاصدك /// ژاژ ميگفت ، قاصك را كر ديد و رفت/// التماس ها ميكرد اين دل پر خاطره با اشك و آه //// زاري ها و ندبه اش را ، نشنيد و رفت ////سنگ در سينه حمل ميكرد جاي دل /// خاك غربت بر ضمير اين دلم پاشيد و رفت /// كاش داند بي نفس خواهد ماند ، تا صبح اميد /// او كه با جورش ، اشك از چشم ترسيد و رفت /// حافظ و مفتي و ساقي و شراب و شور عشق //// پشت پا زد بر همه ، بي وداع خنديد و رفت //// گر چه شايد او نشنود آواز اين گمنام دل // مينويسم تا بداند ، دل از خدا ببريد و رفت ..... گمنام ...

1392/05/13 - 17:18
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)