دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گاهی باید بگی#بی خیال

1392/05/14 - 22:36 توسط موبایل
21 ديدگاه
گمنام

كار من از گاهي گذشته .. چون بيخيالي شده خيالم

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 10 دقيقه قبل
بابک بابازاده

بیخیالی گشته خیال این تن شکسته
من تنهای بی ترانه بی تو بی پر گشته بالم
ای خیال شرقیه من
شعرم از تو جون میگیره

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 7 دقيقه قبل
گمنام

كاش ميشد رفت از اين دنياي كور .... كاش ميشد بي سبب پر ميكشيد تا كوي طور .... كاش ميشد بيخيال از غير شد ... كاش ميشد با خيالت رفت تا اعماق نور .. گمنام....

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 2 دقيقه قبل
بابک بابازاده

کاش که نامت را فراموشم کنم
رفته رفته یادت را از خاطراتم کم کنم
کس نگوید که گمانام را چه شد
زیر متن هیوا ان شب چه شد
کس ننالد که ای عشاقه مست
این همه هی ها و هی هو را چه شد

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 55 دقيقه قبل
گمنام

داشت ميرفت از كنار آن مرد زار
ژنده پوشي با خيالي بيقرار
با دلش از عشق ميگفت و از حسرتش
از نگاه زار و روزگار و از رقبتش
از فسانه هاي قيس و رامين و ديگران
از نگاه پر تلاش و اشكهاي بي امان

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 50 دقيقه قبل
بابک بابازاده

اشک میریخت و بر سر میکوفت
غم دوریه تو را با تیشه بر سنگ میکوفت
دادمش ای غریب الحال ای غم زذه
ذلبرت کیست که آتش بر دامانت زده؟
داد پندم که بی نام است هنوز
در خیالم او رب اس یا اله است هنوز
گفت ای فرزندم خاموش باش
دلبرم دل نازک است ارام باش
چشم بر هم نهادست و تلاوت میکند
یاد یاران را مکدر میکند
دل ببردستو توانم را ربود
هم خدا هم کاشانه ام را از من ربود

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبل
گمنام

داد او را هيچكس نا شنيد
رفت و تا ژرفا غم چشيد
از خودش بگذشت و هم از خاطرات
از نفسهاي شب و از شايعات
كوچه را خالي كرد از بوي عود
آب ديده كرد جاري و گشته رود

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 41 دقيقه قبل
بابک بابازاده

ببخشید میشه جوابتونو برگشتم بدم؟؟
واقعا از آشناییتون خوشحالم

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 39 دقيقه قبل
گمنام

از طرف من چون في البداهه بود پر از نقصه اما قابلتو نداره ... اين يه مشاعره هس بين منو آقا بابك

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 10 دقيقه قبل
هیــــــــــوا

امم عالیه با اجازه ماهم لذت میبریم

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 58 دقيقه قبل توسط موبایل
بابک بابازاده

آمدم دیدم که داشت با هر نفس غم میکشید
لاجرم از دوره ی او هی آه سوز ناک میکشید
خواستم تا جمله ای آغاز کنم
سینه را صاف کنم آواز کنم
هر چه گشتم در میان جملات
هیچ متنی بهر آن بهروز نیسافت
خواستم تا سر کج کنم راهی به بیراهه کنم
از پیش او راهی به بی نامی کنم
داشت با خویشش نجوا میکرد
بی وفا قلب مرا بر سیخ سنجاق میکرد
داد محیبم که سخن دان نیستی
راه رفتن هست راه رو نیستی
پیش من باش و ز کردار پند گیر
پیش معشوقت نشستی جمله ای از عشق گیر
نان و خرما هم اگر بود
جمله از معشوق گوی
نامه ای دست خطی اگر بود
با نام او آغاز گوی
اگر مرادت نام داشت ارشیا
جمله ات باشد ز ماشین پرشیا
گر به گمنانی مرید گشتی عیان
جمله را این گونه آغاز کن عیان
دل به گمنامی نهادم و گرفتارش شدم
چند خطی ز روی ماه تابش شدم
هر چه نام داشت معشوقت هیج باک نیست
جمله سازی کن با نامش ای جوان

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبل
بابک بابازاده

من که شاعر نیستم ...
چند خطی مینویسیم یکم بهش آهنگ میدیم تا پیش استاد جواب پس بدیم ...
شکر خدا که استادبهمون افتخار میدن متنامونو میخونن
جوابی میدن ..
و تحمل میکنن آماتوریه شعر مارو

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 37 دقيقه قبل
گمنام

به واژه آهنگ و وزني داده دوستم
كه من از خود واكنم بن را ز پوستم
تو اي بابك تو اي خرم ز اشعار
من را با از خود بدان نه كه ز اغيار

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 28 دقيقه قبل
بابک بابازاده

تو گر من باشی ای رفیقه خوبم
بدان که جان در راهت فشانم
تو را ز اشعار عالی دیدم
ز متن و ریشه ی کلام غنی دیدم
من گر بیتی بر هم نشانم
لنگی زیر پایت نشانم
چه گمنام باشی چه شاعر شهر
من زیر دست توست که استاد میشم

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 22 دقيقه قبل
گمنام

منم آن كودك بازيگوش در واژه
كلامم پر ز اغلاط ، بي ستاره

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 17 دقيقه قبل
بابک بابازاده

ستارخه هر شب در آسمانه
ولی اسمت همش توی صدامه
یکم واقع بین باش عزیزم
شعر که میگم از روی صداته
تو که استاد مایی ای برادر
چرا هی میکنی مارا پر پر
درسته از قدیم گفنتن که خوب باش
اگه بالا روی افتاده تر باش
ولی استاد یاد باشه
زمونه خیلی وقته ناسازگاره
اگه سر خم کنی پیش هر انسان
یه هو دیدی یکی پشتت نشسته
اگه پشتت نشست یادت باشه
کسی که نشسته انداختن سخته

13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)