دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
#بــی_خیــااااال
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 12 دقيقه قبل توسط موبایلبعضی وقا باید بگی گور باباش
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 10 دقيقه قبلكار من از گاهي گذشته .. چون بيخيالي شده خيالم
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 10 دقيقه قبلبیخیالی گشته خیال این تن شکسته
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 7 دقيقه قبلمن تنهای بی ترانه بی تو بی پر گشته بالم
ای خیال شرقیه من
شعرم از تو جون میگیره
كاش ميشد رفت از اين دنياي كور .... كاش ميشد بي سبب پر ميكشيد تا كوي طور .... كاش ميشد بيخيال از غير شد ... كاش ميشد با خيالت رفت تا اعماق نور .. گمنام....
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 2 دقيقه قبلکاش که نامت را فراموشم کنم
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 55 دقيقه قبلرفته رفته یادت را از خاطراتم کم کنم
کس نگوید که گمانام را چه شد
زیر متن هیوا ان شب چه شد
کس ننالد که ای عشاقه مست
این همه هی ها و هی هو را چه شد
داشت ميرفت از كنار آن مرد زار
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 50 دقيقه قبلژنده پوشي با خيالي بيقرار
با دلش از عشق ميگفت و از حسرتش
از نگاه زار و روزگار و از رقبتش
از فسانه هاي قيس و رامين و ديگران
از نگاه پر تلاش و اشكهاي بي امان
اشک میریخت و بر سر میکوفت
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبلغم دوریه تو را با تیشه بر سنگ میکوفت
دادمش ای غریب الحال ای غم زذه
ذلبرت کیست که آتش بر دامانت زده؟
داد پندم که بی نام است هنوز
در خیالم او رب اس یا اله است هنوز
گفت ای فرزندم خاموش باش
دلبرم دل نازک است ارام باش
چشم بر هم نهادست و تلاوت میکند
یاد یاران را مکدر میکند
دل ببردستو توانم را ربود
هم خدا هم کاشانه ام را از من ربود
داد او را هيچكس نا شنيد
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 41 دقيقه قبلرفت و تا ژرفا غم چشيد
از خودش بگذشت و هم از خاطرات
از نفسهاي شب و از شايعات
كوچه را خالي كرد از بوي عود
آب ديده كرد جاري و گشته رود
ببخشید میشه جوابتونو برگشتم بدم؟؟
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 39 دقيقه قبلواقعا از آشناییتون خوشحالم
خواهش ميكنم در خدمتم
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 24 دقيقه قبلوای چه شعرای قشنگی
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط موبایلاز طرف من چون في البداهه بود پر از نقصه اما قابلتو نداره ... اين يه مشاعره هس بين منو آقا بابك
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 10 دقيقه قبلامم عالیه با اجازه ماهم لذت میبریم
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 58 دقيقه قبل توسط موبایللطف داري
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 57 دقيقه قبلآمدم دیدم که داشت با هر نفس غم میکشید
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبللاجرم از دوره ی او هی آه سوز ناک میکشید
خواستم تا جمله ای آغاز کنم
سینه را صاف کنم آواز کنم
هر چه گشتم در میان جملات
هیچ متنی بهر آن بهروز نیسافت
خواستم تا سر کج کنم راهی به بیراهه کنم
از پیش او راهی به بی نامی کنم
داشت با خویشش نجوا میکرد
بی وفا قلب مرا بر سیخ سنجاق میکرد
داد محیبم که سخن دان نیستی
راه رفتن هست راه رو نیستی
پیش من باش و ز کردار پند گیر
پیش معشوقت نشستی جمله ای از عشق گیر
نان و خرما هم اگر بود
جمله از معشوق گوی
نامه ای دست خطی اگر بود
با نام او آغاز گوی
اگر مرادت نام داشت ارشیا
جمله ات باشد ز ماشین پرشیا
گر به گمنانی مرید گشتی عیان
جمله را این گونه آغاز کن عیان
دل به گمنامی نهادم و گرفتارش شدم
چند خطی ز روی ماه تابش شدم
هر چه نام داشت معشوقت هیج باک نیست
جمله سازی کن با نامش ای جوان
من که شاعر نیستم ...
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 37 دقيقه قبلچند خطی مینویسیم یکم بهش آهنگ میدیم تا پیش استاد جواب پس بدیم ...
شکر خدا که استادبهمون افتخار میدن متنامونو میخونن
جوابی میدن ..
و تحمل میکنن آماتوریه شعر مارو
به واژه آهنگ و وزني داده دوستم
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 28 دقيقه قبلكه من از خود واكنم بن را ز پوستم
تو اي بابك تو اي خرم ز اشعار
من را با از خود بدان نه كه ز اغيار
تو گر من باشی ای رفیقه خوبم
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 22 دقيقه قبلبدان که جان در راهت فشانم
تو را ز اشعار عالی دیدم
ز متن و ریشه ی کلام غنی دیدم
من گر بیتی بر هم نشانم
لنگی زیر پایت نشانم
چه گمنام باشی چه شاعر شهر
من زیر دست توست که استاد میشم
منم آن كودك بازيگوش در واژه
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 17 دقيقه قبلكلامم پر ز اغلاط ، بي ستاره
ستارخه هر شب در آسمانه
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبلولی اسمت همش توی صدامه
یکم واقع بین باش عزیزم
شعر که میگم از روی صداته
تو که استاد مایی ای برادر
چرا هی میکنی مارا پر پر
درسته از قدیم گفنتن که خوب باش
اگه بالا روی افتاده تر باش
ولی استاد یاد باشه
زمونه خیلی وقته ناسازگاره
اگه سر خم کنی پیش هر انسان
یه هو دیدی یکی پشتت نشسته
اگه پشتت نشست یادت باشه
کسی که نشسته انداختن سخته