دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود،روی زمین افتاد و زمزمه میکرد... دوربین رو برداشتم و رفتم بالای سرش داشت شهادتین میگفت... ازش پرسیدم این لحظات اخر چه حرفی برای مردم داری؟ با لبخند گفت:از ملت شهید پرور کشورم میخوام وقتی برای خط کمپوت میفرستن عکس روی کمپوت ها رو نکنن،گفتم داره ضبت میشه برادر یه حرف بهتری بگو با همون طنازی گفت..آخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه افتاده . . .

1392/05/17 - 05:45
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)