اون گل خشکای لای کتاب فقط واسه اون کسی که اونارو خشک کرده ارزش داره ، برای دیگران هیچ ارزشی نداره / خاطراتمون چه خوب چه تلخ هم مثل همین گل خشکان به درد دیگران نمیخورن ، به درد خودمونم نمیخورن ، چه فایده داره یادمون بیاد مثلا فلان جا چه اتفاق خوب یا تلخی واسمون افتاده؟ حالا تو مثلا با شنیدن بوی خاک نم خورده حس پرواز و سرخوشی بگیر یا با خوردن یه عطر خاص به مشامت مست شو یا بشین به زخمای روحو تنت خیره شو که لای دفتر خاطراتت توی قلبت ثبتشون کردی، از همون جاهای قبلی که توشون خاطره داری رد شو ، چه اتفاقی برات میفته به جز تیر کشیدن قلبت برا اتفاقای بدی که اونجاها افتادهُ اذیتت میکنه؟ حتی قلبت تیر میکشه برای اتفاقای خوب ، چون دیگه برات تکرار نمیشن، تو فقط گلهائی رو میبینی که خشک شدن ، هم خودشون هم خاطراتشون
1392/05/20 - 10:07 در
چهار راه