دلم لک زده واسه لحظه هایی که باهاش بودم.لحظه ای که دستاشو میگرفتم.اون لحظه ها که سرشو میذاشت رو سینم منم آروم دست میکشیدم رو موهاش او لحظه هایی که موهاشو از جلو صورتش میزدم کنارو بوسش میکردم.لحظه هایی که باهاش بودم همیشه گریه ام میگرفت اشکامو پاک میکرد میگفت چته میگفتم میترسم از روزی که تنهام بزاری یه لبخند میزدو بغلم میکرد میگفت نترس هیچ وقت تنهات نمیذارم لحظه هایی که واسم یه دنیا ارزش داشت!خدایا کجاست اون لحظه ها چرا تنهام گذاشت میگن شاید خدا اونو ازت میگیره که بهترشو بهت بده خدایا چرا ازم گرفتیش به خدایی خودت قسم بهترشو نمیخوام همونا میخوام همون دستا همون آغوش همون حس....!!