دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من و دل مدتی آوارۀ گیتی بودیم../ آخر افتاد به چنگ تو عنان من و دل.

1392/05/22 - 11:10 در شب نامه
8 ديدگاه
فردایی دیگر

مدتی کشمکش افتاد میان من و دل
تا شد از پرده بـرون راز نهان من و دل

هرشبی من ز بلای دل و ، دل از غم تو
تا سحرگاه بلند است فغان من و دل

من و دل مدتی آوارۀ گیتی بودیم
آخر افتاد به چنگ تو عنان من و دل

جز تو ای عشق که از هردو زبان باخبری
کسی آگاه نباشد به زبان من و دل

دل به زلف تو گرفتار و ، من اندر پی دل
می کشم ناله و خلقی نگران من و دل

شانه بر زلف مزن دست بدار از شوخی
که بُوَد بسته به این سلسله جان من و دل

جستجویی به سر کوی بتان باید کرد
تا بجــویند در آن خاک نشان من و دل

دلم از دست ببُــردی و جدایــی کردی
به تو ای دوست نه این بود گمان من و دل.

شاعر:ابوتراب جلی

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 29 دقيقه قبل
فردایی دیگر

@elysiume ..
تقدیم به مریمی که زود زود دلتنگیاش بره برای بیابون..تا اون زودی برسه هر بار از من خطاب داری طلا

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبل
elysiume

ای جان. . .
چه خوب ها. . .پس من خوب نشم که تو هی خطاب بدی بهم. . .
خیلی خوبی جواهرات. . .

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبل
فردایی دیگر

تو خوب باش ...خطاب کمترین چیزی دادنی از منه به تو که...

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 57 دقيقه قبل
elysiume

یا خودِ خدا. . .
ینی چی میخوای بدی بهم؟

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبل
فردایی دیگر

کاش چیز قابلی داشتم ...فقط از دستم یه خطاب بر اومد خو..

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 47 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)