دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقتی همسر آقای شهردار از خواب بیدار شد، دید شوهرش توی رخت‌خواب نیست. ده دقیقه بعد، متوجه شد که آقای شهردار توی هال، دست‌شویی، حمام و کمد لباس‌ها هم نیست و با خودش فکر کرد: «بلوند بیشتر به‌م می‌آد.» ((به قول سهراب که میگفت: پدرم وقتی مُرد، خواهرم زیبا شد))

1392/05/25 - 14:06 در دلتنگی...
15 ديدگاه
عاطفه..!

سلام مجتبی (: کم پیدایی دوستم...

13 سال و 15 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبل
Mr.SileNce

سلام عاطفه خوبی ؟ (: سفر کاری بودم چند روزی (:

13 سال و 15 روز و 12 ساعت و 35 دقيقه قبل
عاطفه..!

خوبم تو خوبی؟
کاملا نبودت حس میشد دوستم،نرو از این سفرا

13 سال و 15 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبل
Mr.SileNce

خدا رو شکر ...
چه خوب که یه نفر فهمید نیستم !
اومده بودم طرفای شما، حس نکردی ؟ : ))

13 سال و 15 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبل
عاطفه..!

جداً؟ میگم چند روز هوا طوفانی بود،پس تو نزدیک شده بودی

13 سال و 15 روز و 12 ساعت و 27 دقيقه قبل
Mr.SileNce

حالا دقیقا از کی تا کی طوفانی بود ؟ : )))

13 سال و 15 روز و 12 ساعت و 22 دقيقه قبل
عاطفه..!

از دادن بازه زمانی معذوریم!!!


3.4 روز خیلی بیشتر....

13 سال و 15 روز و 12 ساعت و 20 دقيقه قبل
Mr.SileNce

: دی
حس خوبی داد بهم، مرسی عاطفه

13 سال و 15 روز و 12 ساعت و 3 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)