امشب تصمیم گرفتم. بالاخره بعد از نمیدانم چهقدر تصمیم گرفتم. زمانش را نمیدانم چون حافظهام برای زمان هیچ اهمیتی قائل نیست. چه فرقی میکند؟ آمدهام بعد از یک هفته ننوشتن برای شما، بگویم که بالاخره تصمیمم را گرفتم و چیزهایی را گذاشتم کنار. اینطوری که حرف میزنم انگار یکی از همانهایی هستم که ازشان متنفرم... یکی از همانهایی که با مجهولی شروع میکنند و دهنت را سرویس میکنند تا به اصل مطلب برسند. بنابراین از این متن نتیجه میگیریم که اینطوری ننویسید. اینطوری شروع نکنید دوستان من! حالا بروید دنبال کارهایتان. بروید موسیقی گوش دهید، کتاب بخوانید یا به سگِ همسایه سنگ پرت کنید (من داشتم همینکار را میکردم) و فراموش کنید که این مطلب را خواندهاید. من این مطلب را برای خودم نوشتم. که هی جلوی چشمم باشد که امشب تصمیم گرفتم. بالاخره بعد از نمیدانم چهقدر تصمیم گرفتم. اکههی!
1392/05/25 - 14:39 در
دلتنگی...