دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دو دوﺳﺖ ﺑﺮای ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﻪ ﯾﯿﻼق ﻫﺎی ﺧﺎرج از ﺷﻬﺮ .رﻓﺘﻨﺪ در ﺑﯿﻦ راﻩ ﺑﺮ ﺳﺮ زﻣﺎن اﺳﺘﺮاﺣﺖ اﺧﺘﻼف ﻧﻈﺮ ﭘﯿﺪا ﮐﺮدﻧﺪ و ﯾﮑﯽ از آن ﻫﺎ در اﺛﺮ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﺮ روی دﯾﮕﺮی ﺳﯿﻠﯽ ﻣﺤﮑﻤﯽ زد. آن ﯾﮑﯽ ﮐﻪ ﺳﯿﻠﯽ ﺧﻮردﻩ ﺑﻮد ﺳﺨﺖ آزردﻩ ﺷﺪ، اﻣﺎ ﺑﺪون آن ﮐﻪ ﭼﯿﺰی ﺑﮕﻮﯾﺪ روی ﺷﻦ ﻫﺎی ﮐﻨﺎر رودﺧﺎﻧﻪ ﻧﻮﺷﺖ: »اﻣﺮوز ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ دوﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﯿﻠﯽ زد.» ﺳﭙﺲ راﻩ ﺧﻮد را اداﻣﻪ دادﻧﺪ و ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻤﯿﻖ رودﺧﺎﻧﻪ رﺳﯿﺪﻧﺪ. آن دوﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﯿﻠﯽ ﺧﻮردﻩ ﺑﻮد ﭘﺎﯾﺶ ﻟﻐﺰﯾﺪ و ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻮد ﺑﺎ ﺟﺮﯾﺎن آب ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﺮﺗﮕﺎﻫﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎک ﺑﺮود ﮐﻪ دوﺳﺘﺶ او را ﻧﺠﺎت داد. وﻗﺘﯽ ﻧﻔﺴﺶ ﺑﺎﻻ آﻣﺪ ﺳﻨﮓ ﺗﯿﺰی ﺑﺮداﺷﺖ و ﺑﻪ زﺣﻤﺖ روی ﺻﺨﺮﻩ ای ﻧﻮﺷﺖ: »اﻣﺮوز ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ دوﺳﺘﻢ،ﺟﺎﻧﻢ را ﻧﺠﺎت داد.» دوﺳﺘﺶ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪ: »ﭼﺮا آن دﻓﻌﻪ روی ﺷﻦ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺘﯽ و اﯾﻦ ﺑﺎر روی ﺻﺨﺮﻩ؟» دﯾﮕﺮی ﻟﺒﺨﻨﺪ زد و ﮔﻔﺖ: »وﻗﺘﯽ ﺑﺪی ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﺑﺎﯾﺪ روی ﺷﻦ ﻫﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ راﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺟﺮﯾﺎن آب ﺷﺴﺘﻪ ﺷﻮد و وﻗﺘﯽ ﻣﺤﺒﺘﯽ در ﺣﻖ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﺎﯾﺪ روی ﺳﻨﮓ ﺳﺨﺘﯽ ﺣﮏ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﺮای ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ.»

1392/05/26 - 00:48
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)