دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خندیدم، نه نه گریه کردم، اما گریه هم نبود، بغض کردم، خدایا، فخر میکنی که ابراهیم را داری؟ من که ابراهیم وار پا بر روی دلم گذاشتم چه؟ به ایوبت می نازی؟ من که ایوب وار سختی هایت را طاقت آوردم چه؟ از من گرفتی، عشق را، جوانی را، شادی را، اما مهم نیست، تمام اینها فدای یک لحظه با تو بودن، اما میترسم، میترسم خودت را از من بگیری، میترسم دستانت را از دستانم رها کنی، این دل شکسته برای این آدمها ارزش نداشت، اما تو بگو، با این همه ادعا، این دل شکسته را چند میخری؟ چقدر حقیرند آنهایی که ساز و آواز و رقص را حرام می دانند اما تهمت و غیبت را واجب، بیزارم، از جنس آدم، از همان جنس که پس از خلقش گفت: " فتبارک الله احسن الخالقین" خدایـــــــــــا :کم آورده ام ،صبری که داده بودی تمام شد ،ولی دردم همچنان باقیست !!! میدانم شرمنده ام نمیکنی؛باز هم صبـــــــر میخواهم

1392/05/26 - 15:13
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)