دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادش بخیر آن روز های سر به هوا گم میشدم لای خطوط عابر یک مدرسه کودکانه .... تو سریندیپیتی را بغل میکردی... و من پشت سر لوک خوش شانس آب میریختم.... همین بود تمام خاطرات من از جمعه های کودکی کودکی که ایستاده یک گوشه و چشم به تاراج اسباب بازی هایش زیر پاهای " قد کشیدن" دارد... و از درد دست آخرین عروسک به جا مانده در آغوشش را ... گاز میگیرد ....... هومن شريفي

1392/05/26 - 16:04
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)