مردی دسته گلی روی قبر مادر عزیز مرحومش گذاشت و داشت به سمت ماشینش برمیگشت که توجهش به مردی جلب شد که بالای سر قبری زانو زده بود. بنظر میرسید مرد با سوز و گداز جمله ای را تکرار میکرد، ”چرا باید از دست میرفتی؟” ، ” چرا باید از دست میرفتی؟” مرد اولی به سمتش رفت وگفت: امیدوارم مزاحم سوگواریتان نشده باشم اما در این حد اظهار عجز و ناراحتی را تا بحال ندیده ام، برای چه کسی اینطورعمیق ابراز ناراحتی میکنید؟ فرزند؟ مرد سوگوار چند لحظه ای طول کشید تا خودش را جمع و جور کند سپس پاسخ داد:”شوهر اول همسرم ! ”
1392/05/27 - 12:57 در
منطقه آزاد ....