دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داد درویشی از سر تمهید سر قلیان خویش را به مرید گفت از دوزخ ای نکو کردار قدری آتش به روی آن بگذار بگرفت و ببرد و باز آورد عِِقد گوهر ز دُرج راز آورد گفت در دوزخ آنچه گردیدم درکات جحیم را دیدم آتش هیزم و زغال نبود اخگری بهر انتقال نبود هیچکس آتشی نمی افروخت زآتش خویش هر کسی می سوخت

1392/05/31 - 10:34 در یاد رهایی
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)