دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خاطره ای خوندنی از اولین عشق یه دختر:چند روز مونده بود به عید اومد سر راهم... یه تنگ کوچولوی ماهی واسم خریده بود که یه ماهی کوچولوی قرمز توش بود... یه روبان قرمزم بسته بود دور گردن تنگ ماهی ... اون موقع باهاش قهر بودم... ینی کات کرده بودیم... بهم گفت درسته با خیلیا بودم و بهت بد کردم ، ولی تورو واقعن دوس داشتم ...نتونستم تنگ ماهی رو ببرم خونه... اون موقع مث الان نبود که مساله ی دوستی پسر و دختر جا افتاده باشه ... گذاشتمش سر کوچمون... کلی گریه کردم ...

1392/06/04 - 22:02
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)