دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز : دانشگاه بودیم رفیقم داشت با یکی (!) حرف میزد ، منم هی میرفتم کرم میریختم ولی هیچ اتفاقِ خاصی نمیفتاد ؛ آخرش دیگه از پله ها رفت پایین وبش کردم ؛ ولی یهو یه چشمه ی نورِ شدید دیدم ، دیدم حراست داره میره پایین بهش گفتم " آقا این پسره داره با یه دختر حرف میزنه " برگشت گفت " ولش کن بلاخره این داستانا هست " ؛ ینی پودر شدم رفت

1392/06/06 - 00:58
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)