دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پر پرواز ندارم، اما ... دلی دارم و حسرتِ دُرناها ... و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماه تاب پارو می کشند، خوشا رها کردن و رفتن! ... خوابی دیگر به مردابی دیگر! ... خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر! ... خوشا پر کشیدن،خوشا رهایی، خوشا اگر نه رها زیستن،مردن به رهایی! ... آه، این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند ... !/ [احمد شاملو / آیدا:درخت و خنجر و خاطره شبانه]

1392/06/09 - 19:44 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)