مدام بااستادم ازمباحث عدیده وندیده میگفتم ومی پرسیدم وشگفت آنکه ابهاماتم دوچندان میشد!روزی با اوروانه بازارشدم و بیدرنگ مقابل نانوایی سنگکی ایستاد.گفت:خوب نگاه کن ! اما نمیدانستم به چه باید بادقت بنگرم.؟فرمود:خمیرداخل تنورمی شود همه ی سنگریزه های ریزودرشت می چسبند به خمیرخام!امابعدازآنکه خوب درهرم آتش برشته شد.تنهاباتکانی همه سنگها می ریزندوجدامی شوند!نان سبکبال می شود.ما نیزاینگونه ایم./حاصل عمرسه سخن بیش نیست/خام بدم پخته شدم سوختم /استاد ادامه داد این غوغاوهیاهو ناشی ازخامی ماست.نشنیده ای این کلام بزرگ مردرا؟ ازخامی دیگ است که درجوش وخروش است./چون پخته شدو لذت دم یافت خموش است !