دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ماجرای برخورد «محمدعلی» با بی‌ادبی بنی‌صدر حرف بنی‌صدر زهر داشت‌، اما محمدعلی بدون اینکه میدان به دشمنی در کلامش بدهد، مؤدبانه گفت‌: «برادر رئیس‌جمهور! خواهش می‌کنم در به ‌کار بردن الفاظ و عبارات خودتون تجدیدنظر کنید، این الفاظ در شأن یک رئیس‌جمهور نظام اسلامی نیست‌!» خبرگزاری فارس: ماجرای برخورد «محمدعلی» با بی‌ادبی بنی‌صدر فارس، پوران نشست روی ایوان و چشم دوخت به لامپ‌، پروانه‌ها دور و اطراف لامپ می‌پریدند و کف زمین پر بود از پروانه‌های سوخته‌. از غوغای روز دیگر خبری نبود و شب می‌رفت تا شهر را خواب کند، انتظار آمدن محمدعلی را می‌کشید. هوا دم کرده بود از صداهای گنگ و نامفهوم‌. محمدعلی کلید را انداخت توی قفل‌، قفل چرخید و در با صدای خشکی باز شد، پوران نیم‌خیز شد. - اومدی محمدعلی‌؟ هوا نمناک و سنگین بود و شرجی هوا همه خشکی شب را بلعیده بود. - شما هنوز نخوابیدی‌؟ شرمنده که این‌قدر دیر اومدم‌. خواستم شب بمونم توی دفتر، مبادا این موقع زابراه بشین اما دلم نیومد، حتی یه ساعت دیدن شما و بچه‌ها غنیمته‌! درد در کتف و کمر و چشم‌ها و رگ و پی‌اش می‌دوید و نوک انگشت‌ها و تنش مورمور می‌شد. با

1392/06/14 - 10:34
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)