تولد فرزند در روز شهادت پدر
عکسالعمل شما در قبال شنیدن خبر شهادت شهید ابراهیمی چگونه بود و چه اقدامی انجام دادید؟
صبح یکی از روزهای فروردین سال 83 عازم محل کارم بودم که برادرم (پدر همسر شهید) زنگ زد و خیلی مضطرب به من گفت: محمد حسن را ربودهاند، خبر بسیار تکان دهنده بود مخصوصاً برای بنده که تحمل فراق و دوری شهید برایم سنگین بود.
مقاومت نیوز به گزارش تبیان
بعد، مادر همسر شهید گفت: تو از بهترین دوستان محمد حسن هستی و باید برای پیگیری کار به گویان بروی، خوب من هم زبان انگلیسی را مسلط بودم، عازم سفر شدم و از طریق هلند به کاراکاس و سپس به ترینیداد رفتم و نهایتاً به گویان رسیدم.
وقتی به گویان رسیدید، اوضاع را چگونه دیدید؟
همسر شهید جریان را اینگونه برایم شرح داد: یک فردی به حاج آقا زنگ زد و گفت شیرهای آب باز مانده و همه کالج را آب فراگرفته، حاج آقا هم خودشان را به کالج رساند از آنجا با منزل تماس گرفت که نه! هیچ خبری نیست.
از قرار معلوم این موضوع نقشهای بوده که حاج آقا را آن موقع شب به محل کالج بکشانند، به محض بیرون آمدن از کالج، چند نفر میآیند و پس از تیراندازی به اتومبیل ایشان