دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقای مجری : دیگه چی‌ شده آخه؟؟؟ فامیل دور : سوار اتوبوس بودم ،، پیاده شدم ، دیدم یه پیر مردی بنده خدا دست پاش داره می‌لرزه ه عالمه میوه خرید گفتم شب عیدی کمک کنیم ، گفتم پدر جان بده من کیسه هاتو بیارم ، گفت آره ... آره پسرم بیا کمک کن راه دوری نمیره گفتم مرد حسابی‌ خجالت بکش از سنت خجالت بکش ، جلوی جمع این چه طرز حرف زدن ،، راه دوری نمیره ، چرا هر کار خوبی‌ که می‌کنیم راه دوری نمیره!!! منم کیسه‌ها شو بر داشتم پرت کردم تو جوب ، گفتم ببین حالا راه دوری میره یا نه

1392/06/18 - 12:48
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)