دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مامان بزرگ خدا بیامرزم...صورت گرد و خیلی سفیدش ...عینک فرم سیاهش....لبخندای همیشگیش....با اون لحن و لهجه ی جنوبیش....صورتش صورت مهربونترین زنی بود که دیدم...

1392/06/19 - 14:18 در شب نامه
1 ديدگاه
فردایی دیگر

مادر بزرگ مادریم...


همیشه دستمو میذاشتم روی صورتش میگفتم مامانی چرا شما انقدر خوشگلی میگفت خب تو هم خوشگلی ..میگفتم نه اما شما یه جور دیگه ای ..میگفت نه والا ..میگفتم اره والا من که میدونم بابت همون کرمای نماز شبتونه که خدا میگه.

13 سال و 13 روز و 17 ساعت و 13 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)