دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه کسی هم میگفت...یه مدتی هم تو مسیر دانشگاه تا خوابگاهمون یه اقایی البته موجه نما شایدم موجه کسی چه داند بهم گیر میداد که صحبت کنه یا به قول خودش حرفشو بزنه ..میگه نه اجازشو میدادم بهش ونه توجهی به حرفاش...اخرش یه روز خیلی اصرار کرد و گفت اینهمه رد شدید و نشنیدید, امروز چند دقیقه بایستید و بشنوید ...میگه اخرشم راضی شدم که چند دقیقه حرفشو بزنه و بره ...بعد اینکه حرفشو زد جواب دادم ..خیر...اصرار کرد چرا ...میگه جواب دادم من یه دختر شهرستانی ام اقا عقاید و افکارمم به درد شما نمیخوره میگه اینو گفتم که از سرم بازش کنم فقط...اما دلایل ساختگی و غیر واقعیl م رو قبول نکرد, ..گفته بود مگه چی میشه چند روز وقت بگذارید یه مدت صحبت کنیم اگر نشد خب کات ...میگه جواب دادم وقت بگذارم به غیر راهش؟گفته بود چه غیری؟میگه جواب دادم همینکه اون میبینه ...میگه منظورمو نفهمید گفت اینجا تهرانه بزرگه مثل شهرستان نیست نگران نباشید کسی نمیبینه...میگفت جواب دادم برای اون شهرستان و تهران و کشور و قاره و جهان نداره اون همه هستی رو میبینه ...

1392/06/19 - 15:00 در شب نامه
1 ديدگاه
فردایی دیگر

حرف سر باید و نباید نیست...
حرف سر حواسه.

13 سال و 13 روز و 16 ساعت و 31 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)