وقتی همه مون دور همیمو خوش میگذره ، وقتی یه غذای دور همی داریم میخوریمُ صدای خنده هامون آدمای تو پارکُ عاصی میکنه ، وقتی انقد خوشیم ک با یه جوک بی مزه از خنده روده بر میشیم ، تو جمعمون یکی نشسته ک نمیزاره بفهمیم تو دلش چ خبره ؟ نمیزاره بفهمیم وقتی با رایتل داریم با داداشامون حرف میزنیمُ قیافه هاشونو میبینیم اون چی میکشه؟ ، یه آن بر میگردی طرفش میبینی تو روشنیُ تاریکیای پارک دو تا ستاره گوشه چشمای عزیزترین کس زندگیت میدرخشه ، یهو همه چی آوار میشه رو سرت ، خودتو میکشی طرفشُ احمقانه میپرسی چیزی شده مامان؟
1392/06/19 - 15:01 در
چهار راه