دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ديشب با خدا دعوايم شد با هم قهر کرديم فکر کردم ديگر مرا دوست نداردرفتم گوشه اي نشستم چند قطره اشک ريختم و خوابم برد چند قطره اشک ريختم و خوابم برد صبح که بيدار شدم مادرم گفت نميداني از ديشب تا صبح چه " باراني " مي آمد .

1392/06/26 - 18:29
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)