دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفتنت همانقدر عجیب است که آمدن برف در تابستان نمی شود مرا از تو جدا کرد همانطور که پدر بزرگ را از عصای چوبی اش … یا دختران جوان را از کیف های آرایش نمی شود مرا از تو دور کرد … پرنده ها را هر جا ببری باز روی درخت لانه می کنند … آنقدر ها هم پیر شده ام تا خاطراتت را با پیرمردهای پارک مرور کنم آنقدرها خرافاتی که آرزو کنم موجود دیگری باشم می خواهم قبض جریمه سنگینی باشم روی شیشه ی ماشینت آنقدر سنگین که نتوانی پرداخت کنی تا پیشت بمانم …

1392/06/27 - 17:42
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)