در فضای رسمی جامعه ایران (رسانهها، مدارس و دانشگاهها) و همینطور در خانوادهها پرداختن به عشق زمینی بیشتر از یک حد خیلی رقیق، همیشه تابو بوده و به بهانه حجب و حیا همیشه سانسور شده. از اون طرف نوجوانان و جوانان ایرانی در فضاهای خصوصی خودشون و در فرصتهای شخصی که برای ارضای این کنجکاوی به دست میآرند معمولاً میرن سراغ هیجان انگیزترین، ممنوع ترین و تابوترین بخش ممکن یعنی حلقه آخر این زنجیر که همون س....س و رابطه جنسی باشه! بین این حلقه اول در فضای رسمی و اون حلقه آخر در فضای خصوصی، یک شکافی هست که نه اونقدر مجازه که در فضای رسمی بهش پرداخته بشه نه اونقدر تابو و ممنوع که نوجوانان در انگیزه داشته باشند در فضای خصوصی به دنبالش برن و اون هم هنر دلبری کردن، عاشقی کردن، ناز کردن و ناز کشیدن و خلاصه اون چیزیه که خارجیها بهش میگن intimacy فکر میکنم نسل امروز ما به شدت داره از نبودن آموزش درست برای پر کردن این حلقه میانی ضربه میخوره! هم بخش بزرگی از پسران ایرانی عشق ورزیدن درست رو بلد نیستند و هم بخش بزرگی از دختران