دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کاش ای کاش می توانستم سرزمینی را به ارمغان بیاورم برای مادری که قلبش را در دست گرفته سراسیمه می دود تا نثار دختران و پسران سرزمینش کند ... شتاب نکن مادر امید قایقی است که در رویاها غرق خواهد شد. اگرچه در خانه رویاها شکسته شد ولی من فریاد درهای شکسته ام این منم که در هر نزاعی می میرم و پرچم به دست گرفته می جنگم منتظرم باش مادر، صبح که از راه برسد صبحی دیگر مادر صبحی دیگر در را که برای جارو کردن دردهایت باز کنی هم سن و سالان من، با صدایی دیگر و با نامی دیگر با دسته ای گل در آغوششان می آیند میان گل ها سرزمینی را می آورند و سرهایشان را روی زانوان خسته ات می گذارند زانوانت را حاضر کن مادر برای آن روز زیبای دلخواه ..

1392/06/31 - 10:24 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)