دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آغوش خواستم ... گفت ممنوع است نگاه خواستم ... گفت ممنوع است نفس خواستم ... گفت ممنوع است حالا پس از ان همه سال دیکتاتوری عاشقانه... با یک بطری پر از گلاب امده بر سر خاکم و به اغوش می کشد باهرچه بوسه ، سنگ سرد مزارم را و چه ناسزارو عکسی را که بر مزارم مانده ، نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفت ، به ارامی اشک میریزد تمام تمنای من اما ... سر براوردن از این گور است ! تا بگویم هنوز بیدارم سر ازاین عشق بر نمیدارم

1392/06/31 - 21:35
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)