دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آن کلاغی که پرید از فراز سر ِ ما، و فرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگرد و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی؛ پهنای افق را پیمود، خبر مارا با خود خواهد برد به شهر... همه می دانند همه می دانند که من وتو از آن روزنه ی سرد عبوس ،باغ را دیدیم و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست ،سیب را چیدیم همه می ترسند همه می ترسند، اما من وتو ، به چراغ و آب و آیینه پیوستیم

1392/07/01 - 02:06 در فـــروغ فـــرخــزاد
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)