دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ترکش خمپاره پيشونيش رو چاک داده بود روي زمين افتاد و زمزمه ميکرد دوربين رو برداشتم و رفتم بالاي سرش داشت اخرين نفساشو ميزد ازش پرسيدم اين لحظات اخر چه حرفي براي مردم داري با لبخند گفت:از مردم کشورم ميخوام وقتي براي خط کمپوت ميفرستن،عکس روي کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط ميشه برادر يه حرف بهتري بگو با همون طنازي گفت..اخه نميدوني سه بار بهم رب گوجه افتاده !

1392/07/01 - 23:40
3 ديدگاه
milad

تا خط آخر فکر کردم الان یه نکته اخلاقی چیزی تهش واسم میمونه

12 سال و 11 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبل
ُُُshakib

به امید خدا تو پست های بعدی به اونم میرسیم

12 سال و 11 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 52 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)