دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عشق بازی من، با ادامه‌ی بدنت...!

1392/07/05 - 11:31 در سردردهای من
1 ديدگاه
سـیـاوشــ

شعره... کاملش اینه :
نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است
به خیسی چمدانی که عازم سفر است
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است
به کودکانه ترین خواب های توی تنت
به عشقبازی من با ادامه ی بدنت
به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون
به بچّه ای که توام! در میان جاری خون
به آخرین فریادی که توی حنجره است
صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

و البته کلی دیگه هم هست...

12 سال و 11 ماه و 22 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)