این جا ایران است ... آس خاورمیانه ... نماد اصالت و نجابت ... هرچه بیشتر میگذرد قدیمی تر میشود ... مانند شرابی کهنه و تلخ .. امروز اینجا همان جایی است که ملقب به جهان سوم است ... این لقب را بهش دادند ... چون من در جایی زندگی میکنم ... که قدر عتیقه جات را نمیدانند ... ارزش کهنگی را نمیفهمند .. کشورم زیر خروارها خاک گم شده است ... اوج خواسته های ملتم آزادی است ... سقف آزادیشان به قدری کوتاه است که حاظرند کمر خم کنند ... آنقدر کم توقع شده اند که دیگر منتظر چگوآرا نیستند ... و به یک مفت خور پشت نقابی مانند میرحسین و جمبش سبزاش قانع اند ... جمبشی که خود را مقابل گلوله میگیرد ... و اسم خود را میگذارد آزادی خواه ... خواهانه آزادی ای کوچک ... همچو رابطه ی آزاد و فحشا ...