دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Maryam
Maryam
-M-a-r-y-a-m-

پرسید باران؟ گفتم بهار / پرسید بهار؟ گفتم لحظه های با تو بودن / پرسید لحظه ؟ گفتم کوچه بن بست / پرسید کوچه بن بست ؟ گفتم من و تو / پرسید من و تو ؟ گفتم قصه ی ناگفته / پرسید قصه نا گفته ؟ گفتم هزار و یک شب بودن ما / پرسید هزارو یک شب بودن ما؟ گفتم زیر پنجره ی تنهایی من / پرسید زیر پنجره ی تنهایی؟ گفتم اشک مهتاب وقتی نمی غلتد / پرسید اشک مهتاب؟ گفتم شکوه التماس وقتی دست نیاز به سویت دراز می کنم / پرسید شکوه التماس؟ گفتم شبهای تاریک یلدایی / پرسید شبهای تاریک یلدایی؟ گفتم اشک های سرشار پنهانی / پرسید اشکهای سرشار پنهانی؟ گفتم قلبی که از دیدار می تپد و از ندیدن یار می گرید / پرسید قلب؟ گفتم تو / پرسید من؟ گفتم عشق / پرسید عشق؟ گفتم نوری که هرگز نمی میرد / پرسید نور؟ گفتم عشق / پرسید عشق؟ گفتم اشک / پرسید اشک؟ گفتم عشق / پرسید عشق؟ گفتم هاله ی دل تنگی / پرسید هاله ی دلتنگی؟ گفتم عشق / گریست / پرسیدم عشق؟ گفت گریستن برای بودنهایی که باید باشند و نیستند و نبودنهایی که نباید باشند و هستند / من گریستم ، او گریست ، کسی از دالان تنهایی چشم های منتظر غمزده مان فریاد زد .. ، ، ..!

1392/07/06 - 15:53 در تنهایی من
بدون دیدگاه

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)