دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@اشکانم گاهی مرا به نام کوچکم صدا کن ... دوست من امروز چشم های مرا به باران دعوت کردی.. از تو پنهان نباشد، گریه کردن گاهی بهترین هدیه ای ست که دوستی به آدم می بخشد! همین که چشم های آدم می بارند... همین که دلت سبک می شود همین که باور می کنی هنوز زنده ای اتفاق خوبی ست حالا چه بهتر که این همه اتفاق های خوب را یک دوست..یک دوست خیلی عزیز برایت رقم بزند.. . می دانی گاهی آدم باید بشکند... باید بریزد...باید نابود شود تا ببیند باز هم می تواند بلند شود و زندگی اش را از سر بگیرد؟ گاهی باید یاد گرفت که همیشه دلی که برایت می تپد ماندگار نیست. .. باید یادگرفت که قدر بعضی از لحظه ها را بیشتر دانست.. باید یاد گرفت که گاهی ممکن است آنقدر تنها شوی که هیچ چشمی اتفاقی هم ترا نبیند!گاهی آنقدر تنها می شوی که حتی دلت برای خودت هم تنگ می شود گاهی آنقدر تنهایت می گذارند که نام کوچکت را هم از یاد می بری. مگر نه این که نام کوچک آدم برای این است که صدایت بزنند.. . که سراغت را بگیرند. و تو باور کنی هنوز برای خاطر کسی عزیزی!من اما این روزها حتی نام کوچکم را هم از یاد برده ام..

1392/07/10 - 21:33
1 ديدگاه
nafas-74

حتی دیگر نگران چین های روی پیشانی ام نیستم..
یا نگران تارهای سفیدی که لا به لای موهایم دیده ام ..
و حتی نگران این که اشک روی گونه هایم را کسی ببیند

12 سال و 11 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)