دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صبح ساعت 7 رفتم پارک قدم بزنم گوشیم زنگ خورده یه بیکارتر از خودم بود گفت طهورا پاشو بیا سمت خونمون بریم پیش یکی گفتم برووووووو من تا اونجا بیام میمیرم از گرسنگی خلاصه رفتم تا رسیدم میگم بریم کجا ؟ میگه هیچی خواستم بیای ببینمت با هم صبحونه بخوریم تو که نمیای باید بهونه جور کنم ...خوب بود کلی منو خندوند بعدشم رفتیم دور دور تا 10 خدا مارو ببخش یکیم سوژه کردیم کلی خندیدیم البته تقصیر خودش بود ...

1392/07/15 - 11:13
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)